شرحي گسترده بر موسيقي خراسان
نقش مولا علي(ع) در نغمه‌هاي خراسان
هوشنگ جاويد - شباناني كه در گذرهاي كوهستان مي‌گردند،‌ علي‌شناسند، بي‌آنكه به دنبال برهان و دليل و فلسفه و منطق باشند. حكمت شعله‌هاي شبانه‌شان، به آنان آموخته كه: آسمان بي‌ماه نمي‌شود زمين بي‌علي (ع). علي (ع) جلوه‌اي از زيبايي هنرهاي خداوند است ...
تعداد مشاهده : 2234 موسیقی  دوشنبه، 22 مهر 1387  12:41:47

شرحي گسترده بر موسيقي خراسان (1)

هرگونه بهره‌گيري از اين متن ممنوع است

 

پيش نوشته: همان‌گونه كه ماه در آسمان فلسفه دارد، وجود علي(ع) نيز بر زمين فلسفه دارد، هيچ باغي در ايران بي‌نام علي كاشته نمي‌شود، هيچ بچه مسلماني بي‌نام علي (ع) پا نمي‌گيرد، علي (ع) پاسدار نيرومند عشق و مهر است، قدرتش به اندازه‌اي است كه بحر تفكر كائنات را به هم مي‌ريزد.

علي(ع) هرگز فلسفه‌اش را به كسي تحميل نمي‌كند، بلكه به فيلسوفان جهان مي‌گويد: بياييد با هم خانه‌ي فلسفه احداث كنيم، روح جهان را جلا دهيم، كنار بركه‌هاي مهرباني پونه‌هاي عشق بكاريم. مادران خراساني مي‌دانستند كه علي (ع) در خانه‌ي خدا به دنيا آمده، تا همه بدانند كه مادرزاد خدايي است. به همين سبب چه در زمان دست بردن به تار و پود قالي و پارچه، چه در زمان مشك‌زني و كوچ، علي(ع) را در تيك‌تيك ثانيه‌هاي زندگي‌شان به آواز مي‌خواندند.

شباناني كه در گذرهاي كوهستان مي‌گردند،‌ علي‌شناسند، بي‌آنكه به دنبال برهان و دليل و فلسفه و منطق باشند. حكمت شعله‌هاي شبانه‌شان، به آنان آموخته كه: آسمان بي‌ماه نمي‌شود زمين بي‌علي (ع).

علي (ع) جلوه‌اي از زيبايي هنرهاي خداوند است، چهره‌ي شاعرانه، اندام مردانه، رفتار رادمردانه، گفتار خردمندانه، و مرگ آزادانه، اين‌ها است كه انسان‌ها را وا مي‌دارد، تا دست نياز به سوي دامن چنين نازنيني ببرند، شايد لمحه‌اي صفا نصيبشان شود.

علي (ع) اسوه‌اي زائيده‌ي دين است، آنچنان كه تمام اسطوره‌ها را به باد مي‌دهد، او مي‌خواهد با منش خويش به ما بگويد كه: دوران جادو و رؤيا گذشت، حقيقت را دريابيد. درست است كه در طبيعت همه چيز جلوه‌اي ماوراء‌الطبيعي دارد، اما علي (ع) خود طبيعت است، براي همين است كه هم در لالايي زنان جا مي‌گيرد، هم در دوبيتي مردان، هم در نوشتار كاتبان و خطاطان، بوي علي(ع) از تمام آوازهاي ايلي و عشايري و قومي به مشام مي‌رسد، علي سوزند‌گي تنور خون است، بدان اندازه كه تنور گلوله‌ها و توپ‌هاي جنگ را هم داغ مي‌كند.

علي (ع) هم شمشير مي‌زند، هم درخت مي‌كارد. هم سياستمداري مي‌كند، هم يتيم‌نوازي.

علي(ع) روح ملكوتي همه‌ي درخت‌ها و آب‌ها و بناها است، علي نبض حيات زمين است.

علي(ع) ماه زمين است، افسوس كه ما ستاره‌شناسي مي‌كنيم اما ماه را در نيافته‌ايم و اين در اين قرن پر از تئوري شتاب فزاينده و مرگ فرهنگ‌ها، چيزي غريب نيست، نگاه و ديدگاه ما را دگرگون كرده‌اند!

 

1- علي (ع) در دو بيتي‌هاي خراسان

خداوندا به حق شاه بي‌چون

به حق آن شهيد غرقه در خون

خداوندا به حق ذات پاكت

رساني دست ليلي را به مجنون

در مناجاتي عاشقانه و پاك ودر حال آيفت‌مند (تضرع)

 

محمدمصطفي (ص) دردم دواكن

علي (ع) شيرخدا، حاجت روا كن

تو كه سردار كل اوليايي

شفاعت مرا پيش خدا كن

در مناجاتي زيبا براي توبه خواهي و استغفار و درخواست حاجات

 

علي (ع) عين است و عين با كمال است

علي (ع) از خاندان ذوالجلال است

علي (ع) را كي شناسد هر منافق

علي (ع) پيش خدا آب زلال است

در منقبت‌خواني مفاخره‌آميز در مجالس سور

 

علي (ع) ديدم علي (ع) در خواب ديدم

علي (ع) در مسجد و محراب ديدم

علي (ع) ديدم كه با دلدل سواره

چو قنبر در كابش مي‌دويدم

در بيان مفاخره‌اي زيبا و اعلام شيعه بودن و افتخار به آن در مجالس سور و سوگ

 

اول نام خدا را مي كنم ياد

دوازده اوليا را مي كنم ياد

دوازده اوليايند سروردين

علي (ع) شير خدا را مي كنم ياد

مناقب مفاخره‌آميز جهت شروع خوانندگي و آوازخواني در مجالس سور و مرگ

 

سركوه بلند فرياد كردم

علي (ع) شير خدا را ياد كردم

به هم نام علي (ع) آن شاه مردان

دل ناشاد خود را شاد كردم

مفاخره‌اي زيبا در بيان آرامش‌يابي با توسل به نام علي(ع)

 

يا رب به محمد تو علي (ع) را برسان

آن يكه سوار حيدري را برسان

پيش از كه مَلِك دامن عمرم گيرد

پيش از ملك‌الموت علي(ع) را برسان

درخواست آيفت‌مند براي زمان مرگ

 

بهار اومد، بهار اومد، خوش اومد

علي (ع) با ذوالفقار قمبر (قنبر) جلودار

به سيل لاله‌زار اومد خوش اومد

در زمان سال‌گردش و آمدن نوروز، به هنگام نوروزخواني

 

به دل نوم خدا را ميگه گلزار

دوازده انبيا را مي‌گه گلزار

دوازده انبيا و سرور دين

علي(ع) شير خدا را مي‌گه گلزار

در زمان نوروزخواني و گردش در طبيعت به هنگام بهار

 

دلم مي‌خواد از اينجه پر بگيرم

برم با كاظمي (كاظمين) مسكن بگيرم

برم در كربلا پابوس آقا

برم اندر نجف آنجا بميرم

بيان درخواست‌ها و آرزوهاي دروني جهت پيش آمدن زمينه‌اي براي سفر به عتبات

 

رسيدم ور سر راه و سر پل

قدم‌هاي علي (ع) و سم دلدل

عرق‌هاي بر روي محمد (ص)

چكيده ور زمي (زمين) و سر زده گل

بيان مفاخره‌آميز در مناقب، در مجالس سور و سوگ

 

اميرالمؤمنين دردم دوا كن

گره در كار ما افتاده وا كن

چراغ روشني نذر تو دارم

كه هر جا دشمني دارم فنا كن

بيان درخواست و حاجت براي گشايش در كار

 

سر كوي بلند فرياد كردم

اميرالمؤمنين را ياد كردم

عجب بوي خوشي ميده زيارت

اميرالمؤمنين شاه ولايت

بيان مفاخره‌آميز در مجالس سور به ويژه بازگشت زائران

 

به قرآني كه خطش ناشماره

به اون شاهي كه تيغش ذوالفقاره

سر از بالين عشقت ور ندارم

كه تا دين محمد(ص) برقراره

بيان سوگند از سوي عاشقي كه هم ايمان دارد و هم يقين جهت باور كردن يارش، پاك‌ترين شيوه‌ي هنري

 

نتيجه آنكه: بستر دوبيتي‌خواني، جايگاهي بسيار زيبا جهت بيان اعتقادات و درونيات خراساني‌ها قرار گرفته، كه از آن به بهترين شكل بهره گرفته‌اند و در موسيقي خراسان آن را به ثبت آورده‌اند.

 

2- علي (ع) در لالايي‌هاي مادران خراساني

امروزه دانش پزشكي پيشرفته به ما ثابت كرده است كه رحم به‌عنوان يك فوق فيلتر عبوري براي صدا و صوت عمل مي‌كند، صداها و اصوات به شدت 40 تا 50 دسي بل، فركانس بالاي 500 هرتز به گوش داخلي جنين مي‌رسند، صدايي كه براي جنين قابل تشخيص مي‌شود، به مقدار رقيق شدن صوت بستگي دارد، در اين ميان فركانس‌هاي متفاوتي وجود دارد كه به عبور آن‌ها از موانع و فيلترهايي نظير ديواره شكمي مادر، بافت‌ها، رحم و مايع آمنيون و انتقال اصوات از مايع آمنيون به گوش داخلي جنين بستگي دارد، در نتيجه جنين مي‌تواند موسيقي و گفتار را در فركانس‌هاي زير 500 هرتز كه شدت آن از 60 دسي‌بل بيشتر باشد، بشنود. اين اندازه از صدا برابر است با شدت صدا در يك رستوران متوسط، بدين ترتيب رحم مادر نخستين مدرسه‌ي موسيقي و دانش مي‌شود، در حالي‌كه در ايران كنوني ديگر مادري پيدا نمي‌شود كه براي فرزندش لالايي بخواند و يا دستگاه آموزشي رسانه از پرداختن به مسائل آموزشي در زمينه‌ي تاثيرگذاري اصوات بيگانه و بي‌ارزش بر جنين غفلت ورزيده و بي‌اعتنايي به معنويات نهفته در نغمات موسيقي ايراني باعث شده كه زوال و نابودي شديد بر اين هنر مادران ايراني پديد آيد، در فرنگ با استفاده از تجارب و داشته‌هاي ايرانيان، به سوي شيوه‌هاي نويني گام برمي‌دارند كه شگفت‌آور است، به‌عنوان مثال: پورفسور راث فريدمن، در آشكار كردن اهميت اولين صداها و موسيقي‌هايي كه جنين انسان در رحم، در زمان تولد و چه در زمان بعد از آن مي‌شنود، پيشگام شده و به مادران باردار آموزش مي‌دهد كه چگونه لالايي ساخته و آن را براي جنين و نوزادشان بخوانند!!

در اين دانش تا بدانجا پيش رفته‌اند كه به مادران و پدران پيشنهاد مي‌دهند تا فرزندان نورس‌شان را كه در دستگاه انكوباتور نگهداري مي‌شود از نعمت آوازها و صداهاي ملايم خودشان بي‌بهره نگذارند و در كنار دستگاه در طول روز، چندبار و هر بار دقايقي ساخته‌هاي خود را اجرا كنند!!

امروزه دانشمندان به اين نتيجه رسيده‌اند كه: آنچه در ذهن نوزاد به عنوان تجربيات موسيقيايي دوران جنيني ناميده مي‌شود با دوباره تداعي شدن موجبات آرامش او را فراهم مي‌آورند، به همين علت است كه ما از بعضي موسيقي‌هاي ريتميك به جهت شباهت آن‌ها به ريتم‌هاي رحمي لذت برده و از آن‌ها آرامش مي‌گيريم. دانشمندان شباهت‌هايي بين صداهاي رحمي و صداهاي بي‌معني كه مادرها هنگام گفتگو با نوزادان و بچه‌هاي كوچك خود ادا مي‌كنند پيدا كرده‌اند، (در ايران اين صداها عبارتند از: هاهاها، هوي‌هوي‌هو، آ.. لالالا، لالالالا) در انگلستان "هاش هاش"، در مصري‌ها "انشاء‌الله"، در حبشي‌ها "آ شورو" به كار برده مي‌شود.

صداها و ريتم‌ها در رحم، اطلاعات مهمي در توسعه مغز جنين دارا مي‌باشند، نوزاد مي‌تواند صداهاي رحمي ضبط شده‌ي دوران جنيني را از صداي ضبط‌شده مادر كه مربوط به دوران جنيني نيست تشخيص دهد. جنين قادر است ظرفيت‌هاي احساسي عاطفي ضبط شده در صداهاي رحمي را تميز داده و با تغييرات حركات و تپش قلب خود به آن‌ها پاسخ دهد. (برگرفته از تاثير موسيقي بر جنين، ص 11 تا ص 37)

ايرانيان در قرن‌هايي دور و ناشناخته به اين دانش دست يافته بودند كه مي‌توانند از راه بيان واژه به شكل آهنگين معنويات و درونيات خود را به كودك منتقل نمايند و با آرامش‌دهي نهفته در هجاهاي كشيده و بكارگيري آن به صورت آوايي او را به آرامش برسانند. پس آنچه كه در ذهن داشتند با ترانه‌هايي به نام لالايي آميخته و به ذهن فرزندان خود مي‌سپردند. بيان اعتقادات مادران خراساني در اين زمينه بسيار شگفت‌انگيز است، كه به نمونه‌هايي از آن توجه مي‌كنيم:

 

لالالالا، لالالالا

اميرالمومنين همراه

اميرالمومنين حيدر

شجاعت خواه تو، لالا

 

آلالالا، لالاي من

كريم و رهنماي من

به هر كاري كه درمانم

علي(ع) مشكل‌گشاي من

 

لالالالا، خدا بخشد

علي (ع) مرتضي بخشد

علي مرتضي(ع) حيدر

خديجه‌ي كبريا بخشد

 

هلالالا، به راه تو

خدا همراه و راه تو

علي پشت و پناه تو

به قربان نگاه تو

 

لالالالاي لالايي

شبي رفتم به دريايي

درآوردم سه تا ماهي

يكي اكبر يكي اصغر، يك داماد پيغمبر

كه پيغمبر دعا مي‌كرد

علي (ع) ذكر خدا مي‌كرد

علي(ع) كنده در خيبر

به حكم خالق اكبر

 

لالاي، لاي‌لاي به مشهد شي

به پاي‌تخت حضرت شي

اگر حضرت بفرمايه

تو جاروكش زينب شي

در بعضي‌ جاها مي‌گفته‌اند: تو جاروكش گنبد شي

 

 

لالايي گويم و خوابت كنم مو

علي(ع) گويم دو صد سالت كنم مو

لالايي مي‌كنم خوابت نمياد

بزرگت مي‌كنم يادت نمياد

 

علي(ع) گويم كه تو صد ساله باشي

غلام حضرت معصوم باشي

خدايي بلبل از مو نگيره

خدا خرمن گل از مو نگيره

 

لالالالا كنم جان را

غلام شاه مردان را

لالالالا به سرداري

تو بابا در سفرداري

 

الالالا خدا يارت

دوازده امام (ع) نگهدارت

دوازده امام (ع) و اولادش

علي (ع) جان ضامن كارش

 

ننه لالا آمد خوابت

علي (ع) باشه نگهدارت

نگهدارت خدا باشد

علي(ع) مشگل گشا باشد

 

لاي لاي دئيم آدي وه

علي(ع) يتون دادي وه

بريوك اولدين بيرگون سن

مني سالگين يادي وه

(ترك‌هاي شمال خراسان )

ترجمه:

لالايي مي‌گويم به نامت

علي(ع) به داد تو برسد (در طول عمر)

 روزي كه بزرگ مي‌شوي، روزگاري

مرا هم به ياد داشته باش

 

 

سوتيتر:

 رحم مادر نخستين مدرسه‌ي موسيقي و دانش مي‌شود، در حالي‌كه در ايران كنوني ديگر مادري پيدا نمي‌شود كه براي فرزندش لالايي بخواند و يا دستگاه آموزشي رسانه از پرداختن به مسائل آموزشي در زمينه‌ي تاثيرگذاري اصوات بيگانه و بي‌ارزش بر جنين غفلت ورزيده و بي‌اعتنايي به معنويات نهفته در نغمات موسيقي ايراني باعث شده كه زوال و نابودي شديد بر اين هنر مادران ايراني پديد آيد

 

ايرانيان در قرن‌هايي دور و ناشناخته به اين دانش دست يافته بودند كه مي‌توانند از راه بيان واژه به شكل آهنگين معنويات و درونيات خود را به كودك منتقل نمايند و با آرامش‌دهي نهفته در هجاهاي كشيده و بكارگيري آن به صورت آوايي او را به آرامش برسانند.

 



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 

استان خراسان رضوی | نقشه سايت
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی