جایی برای جوان ترها...
سابقه و تاریخچه شعر حوزه هنری مشهد قاسم رفیعا
تعداد مشاهده : 4227 -  يکشنبه، 27 دي 1388  13:27:18

جایی برای جوان ترها...

سابقه و تاریخچه شعر حوزه هنری مشهد

 

قاسم رفیعا

           

 

 

 

آن زمان، يعني چيزي در حدود سال هفتاد، من با جلسه شعر حوزه هنري آشنا شدم که اگر چه مدت‌ها از عمر آن مي‌گذشت، اما هنوز ترکيب اوليه خود را از دست نداده بود. بنابر اين بنده از اتفاقات اصلي اين جلسه و ماجراهاي حاشيه آن آگاهي کاملي دارم.

چهار طبقه مشهد، يعني جايي که اين روزها آن را بلوار مدرس مي‌نامند و سازمان تبليغات اسلامي، اداره ارشاد مشهد، اداره‌کل دادگستري و چندين مرکز مهم فرهنگي و اداري شهر مشهد در آن واقع است، روزهاي پنج شنبه هر هفته، قرارگاه بچه‌هاي شعر مشهد بود؛ مخصوصا بخاطر نزديکي به جنّت و کافه درويش، که پاتوق تعدادي از بچه‌ها بود، از همه جلسات پر شورتر و فعال‌تر بود.

حوزه هنري آن روزها در طبقه اول سازمان تبليغات واقع بود و جلسات در يکي از اتاق‌ها برگزار مي‌شد (هنوز حوزه از سازمان جدا نشده بود و به تقي‌آباد نيامده بود)؛ البته بعدها حوزه هنري به زير زمين نقل مکان کرد و درِ مستقلي داشت و اغلب اوقات آنهايي که مي‌خواستند مثلا بالاجبار چادر سرشان نکنند، از در طرف خيابان مي‌آمدند، چرا که اگر کسي با مانتو مي‌آمد، چادري به او امانت مي‌دادند(چادر نماز) که بعد ازجلسه چادر را بازگرداند!

اوايلي که ما تازه به حوزه آمده بوديم، مدير حوزه هنري سعيد سهيلي بود(همين کارگردان سينما) و جوّ حوزه بسيار به سمت هنر سينما و نمايش مي‌چرخيد. سعيد تشکري فعاليت جدّي و پر شوري داشت و تعدادي از بچه‌هاي جوان آن دوران، مثل احمد کاوري، رضا عطاران و... هم رفت و آمدي داشتند. وقتي من به جلسه شعرحوزه راه يافتم، يعني همان سال هفتاد، مسئوليت گروه شعر با مصطفي محدثي خراساني بود که اين مسئوليت را داشت تا سال هشتاد که به تهران مهاجرت کرد و پايتخت‌نشين شد، اما تشکيل گروه شعر حوزه هنري به سال 64 بر مي‌گشت و موسس آن سيد عبدالله حسيني بود. گويا قبل از آن جلسه‌اي از طرف اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي در محل آرامگاه نادرشاه افشار بر گزار مي‌شده و پيشکسوتاني چون آقاي جواد غفورزاده و سيد محمد خسرونژاد و قاسم سروسها و محمد نيک، حضور داشته‌اند و بعد از آنکه در سال 63 کنگره شعر وزارت ارشاد در مشهد برگزار مي‌شود و چند جوان از جمله شهيد احمد زارعي و مجيد نظافت وسيد عبدالله حسيني و مصطفي محدثي توفيق مي‌يابند که در آن کنگره احتمالا در وقت اضافه شعر بخوانند، با پيشکسوتان آشنا مي‌شوند و با اين وصف به جلسه باغ نادر راه مي‌يابند. در سال 64 سيد عبدالله حسيني ابتدا در محل دفتر تبليغات اسلامي دوستان جوان را دور هم جمع مي‌کند و سپس با زمينه مساعدي که روحاني خوش فکر آيت الله سيدآبادي، رئيس سازمان تبليغات اسلامي استان خراسان بوجود مي‌آورد، جلسه شعري در محل سازمان تبليغات راه مي‌اندازند که همين جلسه، پايه‌گذار تشکيل حوزه هنري در خراسان مي‌شود.

اين جلسه شعر، بعد از جلسه شعر حوزه هنري کشور، آنگونه که بسياري اذعان دارند جدّي ترين جلسه شعر در سطح کشور بوده و اکنون بسياري از شاعران نسل دوم شعر انقلاب که از خراسان باليده‌اند، به نحوي محل کشف و پرورش استعداد آنها اين جلسه بوده است که از ميان آن‌هامي‌توانم از اين دوستان نام ببرم:محمدحسین جعفریان، عباس چشامي، محمدکاظم کاظمي، فضل‌الله قدسي، ابوطالب مظفري، سيدمحمد بهشتي، حسين شنوايي، حسن دلبري، جواد جعفري، آرش شفاعي، انسيه موسويان، راضيه رجايي، فاطمه بيدکي، محمد رمضاني فرخاني، غلامعباس ساعي، احمد زارعي، مجيد نظافت، مصطفي محدثي خراساني، محمود اکرامي، نادر پناه زاده، سيد عبدالرضا موسوي، سيد عبدالجواد موسوي، زهرا محدثي خراساني، زهرا رضوي، عليرضا حسني آبيز، بروسان، هادي منوري، بهزاد پور حاجيان، مرضيه موفق، عليرضا سپاهي، عباسعلي سپاهي و...

مسئوليت جلسه با سيد عبدالله حسيني بود و سال 67 که غلامعباس ساعي از تحصيل در دانشگاه گيلان فارغ مي‌شود و گويا سيد عبدالله در يکي از کنگره هاي شعر با او آشنا مي‌شود، مسئوليت گروه شعر را به او مي سپارند. بعد از آن همان‌طور که عرض کردم از سال 69 که سيد‌عبداله براي همکاري با مرکز اسلامي ايران در ژوهانسبورگ به افريقاي جنوبي مي‌رود و کماکان در آنجاست، مسئوليت گروه به مصطفي محدثي سپرده مي‌شود که تا هنگام مهاجرت او به تهران اين مسئوليت با اوست.

يک خصوصيت عجيبي جلسه حوزه هنری مشهد داشت که هيچ جلسه‌اي در مشهد نداشت. جلسه شعر حوزه فعال و پويا بود، نقد در آن به شکل بسيار جدّي پي گرفته مي‌شد. کسي با کسي شوخي نداشت. نقدها بيرون از تعارفات معمول و رفاقتهاي بيروني به شدت جدي بود. گاهي در حد بالايي کار به بحث و جدل مي‌کشيد و دوستان نزديک با هم کلنجار مي رفتند (هر چند رفاقت ها در بيرون جلسه کماکان ادامه داشت).

بعدها اتفاق متفاوتي رخ داد. احمد زارعي يک چهره ادبي و صد البته ارزشي، مسئوليت حوزه هنري را به عهده گرفت. احمد زارعي شاعري دل سوخته بود و وقتي چيزي آزارش مي‌داد، بيش‌تر از اينکه طرف را مورد نقد و نظر قرار دهد و طرف مقابل دلگير شود به خودش نهيب مي‌زد و ما خودمان حساب کارمان را مي‌کرديم. من زياد با احمد زارعي ارتباط نداشتم، ولي هميشه مورد لطفش قرار مي‌گرفتم. در زمان مديريت احمد زارعي، شعر حوزه يک پالايش جدي محتوايي شد و چهره‌هاي تازه‌اي در شعر مشهد ظهور کردند. البته مرحوم زارعي خيلي زود زمين‌گير شد و خيلي به سرعت از پاي در آمد؛ اما دغدغه‌هايش چنان عميق بود که تا مدت‌ها روي بچه‌هاي حوزه موثر بود و توانست جلو بعضي از اتفاقاتي را که مي‌رفت فضاي حوزه را متاثر کند بگيرد.

جلسات حوزه هنري را همه با چهره هاي مشخصي مي‌شناختند؛ چهره‌هايي که در عين ارزشي بودن، نگاه آزادي هم داشتند. اين اتفاق با وجودي رخ مي داد که ما در فضايي فعاليت مي‌کرديم که به خاطر اتصال به چهار چوبهاي سازمان تبليغات، ناگزير به رعايت اصول خاص اين مجموعه بوديم.

مجموعه هاي متنوعي از آثار اعضاي اين جلسه وارد بازار نشر شد که توانست موج تاثير گذاري را در مجامع ادبي کشور به وجود بياورد؛ امواجي که هنوز هم دامنه بعضي از آنها به ساحل شعر برخورد مي‌کند. اتفاقات مثبت و منفي زيادي مثل غزل مدرن، نهضت واويه مشهد، تفکر آموزش شعر(به عبارت ديگر کارگاه آموزش شعر، با شاخصه کتاب روزنه) و... .

مديران بعد از احمد زارعي ديگر از مجموعه شعرا به اين مقام نمي‌رسيدند؛ ما به زير زمين منتقل شده بوديم و جلساتمان را دور از جنجال‌هاي بيروني برگزار مي‌کرديم. جلسات بسيار پربار بود؛ به طوري که مثلا آريانمنش مدير کل ارشاد و نماينده فعلی مردم مشهد، ساعت‌ها بدون اينکه حرفي بزند در جلسه حضور مي‌يافت و به گفتگوها گوش مي‌سپرد و خودش هميشه مي گفت از جلسه شعر حوزه لذت مي‌برد. البته او بيشتر از همه نماينده‌هاي مشهد با هنرمندان ارتباط دارد، حتي بيشتر از عفت شريعتي که خودش شاعر است و مسئول انجمن شعر بانوان ارشاد بوده است.

کم کم مصطفي محدثي خراساني عازم تهران شد و جلسه بانوان حوزه را زهرا محدثي خراساني و جلسه برادران را هادي اسماعيلي اداره مي‌کرد. در اين فرصت پيش‌آمده، ماجراهاي شوراي شعر خراسان، آمدن جعفري به عنوان مديرکل ارشاد و تشکيل شوراي شعر رخ داد و شوراي شعر روز پنجشنبه را که روز حوزه بود، به ارشاد منتقل کرد(البته اکثر بچه‌هاي شوراي شعر استان را، اعضاي سابق جلسه حوزه هنري تشکيل مي‌دادند و به همين خاطر، انتخاب اين روز چيزي نبود که دور از ذهن باشد؛ مخصوصا با اوضاع پريشان شعر حوزه).

در زمان مسئوليت جلسه شعر توسط زهرا محدثي، يک مجموعه شعر از بچه‌هاي خراسان چاپ شد که يادگار خوبي از اين دوران است. اتفاق تازه‌اي افتاده بود. حوزه از سازمان جدا شده بود و به تقي‌آباد آمده بود، اما هنوز نگاه شعرا به شعر حوزه ترميم نشده بود و اگر چه جلسات با مديريت سعيد ايماني (حافظ) برگزار مي‌شد، ولي هنوز نياز به زمان بود تا شعرا دوباره به شعر حوزه رو کنند و از آنجا که زهرا محدثي به کانون رفته بود و حافظ ايماني هم دوام زيادي نياورد و خيلي زود بدون اينکه بتواند برنامه‌هاي خود را پياده کند کنار رفت. بنده که مدت‌ها بود ديگر در هيچ جلسه‌اي حضور نيافته بودم و بعد از تعطيلي جلسه روزهاي پنجشنبه ارشاد، ترجيح دادم کنار بايستم، با درخواست مديران حوزه به جلسه‌اي که خودم تربيت شده آن بودم بازگشتم.

الان نزديک سه سال است که جلسات در روزهاي يکشنبه برگزار مي‌شود و از آنجا که رفقاي ارشادي ما پنج شنبه عزيز را تصاحب کرده بودند و ما قرار نبود با رفقاي خودمان رقابت کنيم، جلسات را به روزهاي يکشنبه که اصلا روز خوبي نيست و بخاطر برگزاري در بين هفته حتما با افت مخاطب طرف است منتقل شد؛ اما با اين وجود، حالا ديگر استقبال خوبي از جلسات مي‌شود و ما گاهي صندلي کم مي‌آوريم‌. در باب روي دادن اتفاقات ادبي هم، اين جلسات چيزي مثل همه کشور است و خراسان اگر چه هنوز حرف‌هاي بسياري براي گفتن دارد، اما ديگر هرگز به روزهاي اوج خود نرسيد.



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 

استان خراسان رضوی | نقشه سايت
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی