نگاهي به وضعيت ادبيات داستاني
زنگ‌ها براي كه به صدا در مي‌آيند؟
مريم حسينيان - هرم داستان را در نظر بگيريد، نوك هرم چه مي‌بينيد؟ تعدادي رمان‌ شاخص كه در ذهن ملتي حك شده‌اند. به راحتي مي‌توانيد اهرام ثلاثه مصر را مجسم كنيد و جايگاهي رفيع براي رمانهاي قوي و خوش‌ساخت ايراني از ابتدا تا كنون تصور كنيد.
تعداد مشاهده : 2338 مقالات ادبيات  يکشنبه، 6 مرداد 1387  10:59:19

ادبيات داستاني مهجور نيست، فقط كمي غريب است. نه اينكه ما در كشور داستان‌نويس خوب نداريم ويا داستانهاي در سطح حرفه‌اي كم تعدادند، اما معلوم نيست چرا با وجود موج جديدي كه قلم‌هاي جوان را دربرگرفته، ادبيات داستاني نسل سوم كه سهل است، نسل دوم نيز نتوانسته جايگاه معتبر خود را ميان طيف وسيعي از مخاطبين به دست بياورد. بارها در همين صفحه به معضل بحران نشر و كسادي بازار كتاب پرداخته‌ايم و قرار نيست دراين يادداشت مطول به علل و عوامل بيروني بپردازيم. بهتر است كمي پا را فراتر گذاشته و وارد محدوده ادبيات داستاني شويم.

هرم بلند رمان

هرم داستان را در نظر بگيريد، نوك هرم چه مي‌بينيد؟ تعدادي رمان‌ شاخص كه در ذهن ملتي حك شده‌اند. به راحتي مي‌توانيد اهرام ثلاثه  مصر را مجسم كنيد و جايگاهي رفيع براي رمانهاي قوي و خوش‌ساخت ايراني از ابتدا تا كنون تصور كنيد.

اماعادت مااين است كه دست مي‌گذاريم روي نقاط ضعف. آدميزاد است ديگر! و نگارنده نيز از اين قاعده مستثنا نيست. پس رمان را رها مي‌كنيم. چرا؟ فقط به اين خاطركه هرسال لااقل شاهد درخشش چند رمان ناب از پشت ابرهاي جوايزادبي هستيم و مي‌توانيم دلمان را خوش كنيم به اين باور غلط كه با توجه به گرفتاريهاي روزمره نويسندگان، نمي‌‌توان از حرفه‌اي هاي اين بخش انتظار پركاري داشته باشيم (همان دلايل تكراري كمبود وقت، معاش همسر و فرزند وكار و زندگي )پس در وقت مناسبتري به سراغ اين نوع ادبي خواهيم آمد.

ضعيفه‌اي به نام داستان كوتاه

لازم نيست ذره بين برداريد تا مثل وقتي كه روي قالي خوش نقش دنبال مورچه ريز قهوه‌اي مي‌گرديد، خودتان را به زحمت بيندازيد، فقط كافي است گشتي دردنياي ادبيات داستاني بزنيد تا در يك چشم به هم زدن متوجه شويد، هرم داستان كوتاه چيزي شبيه تپه‌اي است كه روزهاي تعطيل به جاي قله اورست، فتح مي‌كنيد. البته آنچه در نوك تپه مي‌درخشد همان داستانهاي كوتاهي است كه از زمان جمالزاده و سالهاي پس ازاو در ذهن علاقمندان به اين حيطه ماندگار شد. اما واقعيت اين است كه از صد سال پيش تاكنون، دامنه هرم داستان كوتاه وسعت چشم‌گيري نداشته، گرچه درسالهاي اخير ادبيات داستاني دربخش داستان كوتاه رشد فزاينده‌اي داشته است ولي نويسندگان حرفه‌اي دراين نوع ادبي چندان پرتعداد ظاهر نشده‌اند. هرچند تعداد زياد نويسنده درهيچ كشوري چندان ملاك رشد ادبيات نيست اماآنچه مسلم است، جامعه ادبي مااز كمبود نويسنده داستان كوتاه در سطح حرفه‌اي رنج مي‌برد.

شكوه پايتخت نشينان

قانون مهاجرت مدتهاست به صورت عمومي درتمام كشور پذيرفته شده و مي‌رودتا به فرهنگ تبديل شود. شرط اول، دست و پا زدن نويسنده نو قلم در شهرستان محل سكونت خود است. داستان كوتاه نوشته مي‌شود و به مدد مسابقه، جشنواره يا روي آوردن شانس مي‌درخشد.

كم كم داستان نويس به خود باوري مي‌رسد و آن درجه از اعتماد به نفس را كسب مي‌كند كه داستان جديدش رابراي يكي از نشريات معتبر پايتخت ارسال كند وبعد... بالا رفتن از پله‌هاي موفقيت براي چاپ اولين مجموعه داستان و مهاجرت به آنجا كه همرديفان او بي نهايتند وهمين ماجراي فشرده سرگذشت تمام هنرمندان درجه دو در پايتخت است كه به اميد كسب اعتبارو شهرت در مطرح شدن، شهرستان خود را ترك مي‌كنند.

اماهدف اصلي از جابازكردن اين دريچه، «دردكس ندان، خودبدان» غربت و مهاجرت نيست بلكه با طرح چنين سوژه‌اي  مي‌توان به اين نتيجه قابل تأمل رسيد كه مركز گرايي طي سالهاي اخير سبب شده  استعداد‌هاي شهرستاني به فراموشي سپرده شوند. جالب اينجاست كه حتي جوايز ادبي نيز به دليل گستره محدود تنها تعداد اندكي ازنويسندگان مستعد را به جامعه ادبي معرفي مي‌كنند (در بسياري از موارد نيز حرفه‌ايهاي نام آشنا رتبه‌هاي برتر را كسب مي‌كنند)

غربت نوشتن

نوشتن مثل عادتي است كه ترك آن ممكن نيست. داستان نويس اميد درخشش دارد ولي هرگز نمي‌تواند نوشتن را به دليل ترس يا سرخوردگي ناشي از فراموش شدن  رها كند. دغدغه‌هاي ذهن، خودباوري،كشفهاي دروني ودلايل بسيار ديگري سبب خلق داستان مي‌شود. شايد موج جديدي كه ادبيات داستاني و بخصوص داستان كوتاه را در برگرفته نشانه مثبتي براي ارتقاي سطح تفكر وانديشة نسل امروز باشد. از آنجا كه داستان نويس، زندگي شخصي خود را با داستان پيوند مي‌دهد، لذا بي‌توجهي و رها كردن نويسندگان جوان مي‌تواند پيامدهايي منفي به دنبال داشته باشد.

داستان نويسي عرصه با شكوهي براي بهتر زيستن است. نويسنده تازه‌كار، غريبانه ترين لحظات را براي نوشتن انتخاب مي‌كند، درست همان زماني كه سرشار مي‌شود. داستان نويسي طي فرايند‌هاي پيچيده به حرفه‌اي شدن نزديك مي‌شود، يعني به همان دوراني كه داستان عادت و قلم متصل به دست اوست.

فراموشي، بي‌اعتنايي، نيافتن مخاطب و شكست كتاب در بازار، به راحتي مي‌توانند چشمه استعداد را خشك كنند. شايد صد سال پيش، نويسندگان شانس زيادي براي ظهور داشتنداما امروزه درعصر اطلاعات، رقابت، انفجار جمعيت ورشد فكري، بعيد به نظر مي‌رسد با دست روي دست گذاشتن و منتظر ماندن براي كشف شدن بتوان جايگاه معتبري درعرصه داستان به دست آورد.

اگر چه براي شروع، علاقمندان زيادي به سراغ داستان كوتاه مي‌روند اما پركاري و حفظ قدرت قلم راهگشاي نيمه دوم راه هستند وهمين جاست كه زنگ خطر براي ادبيات داستاني كشور به صدا درمي آيد. درست همان لبه تيغي كه نويسنده آماتور را به حرفه‌اي تبديل مي‌كند.

انگار حركت درقلمرو داستان كوتاه چندان ساده نيست.

 

 



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 

استان خراسان رضوی | نقشه سايت
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی