درام در جشن فراموشي
حسين وحدتي - نمايشنامه‌نويس از مهم‌ترين عناصر رونق آثار صحنه‌اي است كه خلاقيت و تبحر در انتخاب ايده «concept» و تبديل آن به طرح و نيز طراحي ساختار نمايش و توليد درام از مهم‌ترين كارويژه و عمل نمايش او مي‌باشد. نياز درام‌نويس به ساير دانش‌ها و معرفت‌هاي مربوط به علوم طبيعي، انساني، نجوم، فلسفه، دين، روان‌شناسي و حتي فرهنگ تكنولوژي موجود در جامعه همزيست خود، نشان از اهميت و پيچيدگي و تبديل شدن متون نمايش به‌عنوان مرجعي براي شناخت انسان معاصر مي‌باشد...
تعداد مشاهده : 1129 نمایشی  سه شنبه، 16 بهمن 1386  11:30:05

نمايشنامه‌نويس از مهم‌ترين عناصر رونق آثار صحنه‌اي است كه خلاقيت و تبحر در انتخاب ايده «concept» و تبديل آن به طرح و نيز طراحي ساختار نمايش و توليد درام از مهم‌ترين كارويژه و عمل نمايش او مي‌باشد.

نياز درام‌نويس به ساير دانش‌ها و معرفت‌هاي مربوط به علوم طبيعي، انساني، نجوم، فلسفه، دين، روان‌شناسي و حتي فرهنگ تكنولوژي موجود در جامعه همزيست خود، نشان از اهميت و پيچيدگي و تبديل شدن متون نمايش به‌عنوان مرجعي براي شناخت انسان معاصر مي‌باشد. لذا هنرمند به‌خصوص درام‌نويس، فرهنگ مسلط بر جامعه را ملاك درستي و صحت پديده‌ها و مهمتر تأئيد و ستايش يا رد اثر توليد شده خود و ديگر هنرمندان قلمداد نمي‌كند، بلكه بايد نقادانه و هوشيارانه فرآيند توليد، تأئيد و رد انواع هنرها و هنرمندان را پيگيري كند و در هنرهاي نمايش اين وظيفه ابتدا بر دوش درام‌نويس است. كسي كه دانش و تجربه نمايش دادن و تبديل كردن انديشه به نماد، حركت، بيان، تيپ، عواطف و كلام را از طريق آميختن با عنصر خلاقيت و زيبايي‌شناسي صحنه‌اي به‌دست آورده و به يكي از اركان هنرهاي نمايش يعني دانش درام، معرفت معطوف به عمل، دست يافته است، صاحب چنين معرفتي است كه اين حقيقت را در طراحي هر اثر دراماتيكي به خود يادآور مي‌شود كه نقطه مركزي نظريه و كاركرد دانش درام، يافتن و يا ساختن ايده «concept»، خاص نمايش دادن «دراماتيك» است. لذا معنا و كاركرد عمل و كنش‌مندي ايده از اهميت خاصي برخوردار مي‌شود. آن‌گاه براي اصل مسئله، دانش درام و توليد نمايشنامه، تبيين مسئله ايده و طراحي دراماتيك خواهد بود. به همين‌ خاطر است كه بايد نخستين نگراني و مسئله براي تربيت‌كنندگان نمايشنامه‌نويس چه در جايگاه و مقام دانشگاهي يا نهاد و حامي تئاتر، به‌ويژه طراحان جشنواره‌هاي تئاتري، يافتن يا ساختن يا بهتر بگوئيم سفارش دادن ايده «concept» به معناي توليد انديشه، تحقيق و خلاقيت هنري باشد.

اين مقدمه لازم بود تا يادآور شويم كه فرهنگ مسلط بر تئاتر اين كشور گمرك جشنواره‌هاي مختلف تئاتري است. چرا كه انگار تنها جايگاه آزمايش و نوآموزي اهالي تئاتر، چه دانش‌آموختگان آكادميك آن و چه اهل تجربه و رنج، حضور در جشنواره‌هاي موضوعي، نهادي و تقويمي است. چه بپذيريم چه نه، به‌هرحال جشنواره‌هاي مختلف هم از لحاظ «كميت» و هم از لحاظ كيفيت، تبديل به مرجعي براي شناختن تئاتر و اهل تئاتر شده است. اين احتمال را هم به هنرمند تئاتر و هم به حاميان و طراحان و مديران جشنواره‌هاي تئاتري يادآور مي‌شويم كه ممكن است، نوع شكل‌گيري و برگزاري جشنواره، شيوه‌هاي گزينش و توليد و سفارش آثار نمايشي، ناخواسته تبديل به پروژه‌هايي شده باشند كه كاركرد و خروجي‌شان، به تأخير انداختن خلاقيت، تفكر و تحقيق و پرسشگري و الگو دادن شيوه‌هاي خاص سوژه‌يابي خالي از خلاقيت و انديشه و زيباشناسي هنري بوده باشد. به‌ويژه در انتخاب، يافتن و ساختن ايده براي طراحي دراماتيك كه اين آسيب هم از سواد و معرفت و دانش درام‌نويس ممكن مي‌شود و هم از سوي سفارش‌دهنده و يا نهاد حامي جشنواره و تهيه‌كننده نمايشنامه. لذا به‌نظر مي‌رسد يادآور شويم كه اگر قرار است برگزاركنندگان و طراحان جشنواره‌هاي موضوعي و يا نهادي و گزينش‌گران آثار نمايش «هنري» مي‌خواهند در پرورش و توليد درام‌نويس نقش شايسته و ماندگارتري به‌عهده گيرند، لازم است هم‌چون درام‌نويس به مباحث مختلف كه در ساخت‌وساز و طراحي درام تأثير دارد، اشراف كارشناسانه‌اي داشته باشند از جمله به : 1- جامعه‌شناسي 2- فلسفه هنر 3- تاريخ و سبك‌شناسي هنر 4- دين و اخلاق و تعامل آن با هنر 5- جهان‌بيني درام‌نويس 6- روانشناسي و علوم رفتاري 7- فضا و زمان و مكان 8- ماهيت و تعريف درام و حرفه درام‌نويسي.

با توجه به فهرست گزينش بالا كه تنوع و تعداد آن براي درام‌نويس بيشتر مي‌شود، رسيدن به دانش درام كه به‌طور جدي تحت تأثير عوامل محيطي، منش و شخصيت درام‌نويس قرار دارد، عمل و معرفتي صرفاً درسي و بحثي نمي‌تواند باشد. هر چند شركت‌ در جشنواره‌هاي تئاتري براي نوآموزان و دارندگان دانش درام، عين حضور در كارگاه‌هاي طراحي و توليد و تحليل متون نمايشي و پاتوق‌هاي هم‌نشيني براي خوانش متون نمايش خواهد بود. اما به يقين مي‌توان ادعا كرد و هشدار داد كه: تعميرسازي‌هاي فرهنگي و بسترسازي براي توليد درام از جمله برگزاري جشنواره‌هاي تئاتري نهادي و سازماني، در تغيير دانش و داده‌هاي علمي و عملي براي همه دست‌اندركاران هنر نمايش و خاصاً براي شخص نمايشنامه‌نويس دخالت داشته و به نوعي نقش استاد و راهنما و جانشين معناي هنر نمايش شده است، به‌ويژه براي برخي از هنرمندان و يا مخاطبان آثار نمايشي شهرستان‌ها كه حضور در جشنواره‌هاي تئاتري، يگانه فرصت فعاليت و عرضه آثار توليدي آن‌ها خواهد بود و در اين فضاي به ظاهر رقابتي و گزينش و ستايش و سفارشي، بيشترين زيان نصيب درام‌نويس مي‌شود چرا كه عمل درام‌نويس جشنواره‌اي از ساختن و يافتن ايده تا طراحي شخصيت و فضا و دياگرام‌ها و فرجام متن نمايي‌اش بايد مورد پسند ذوق، سليقه، سياست و مصلحت برگزاركنندگان جشنواره و هيئت‌هاي گزينش و داوري كه معمولاً براساس نوع جشنواره و ارتباط طراحان و برگزاركنندگان آن با كارشناسان هنرهاي نمايش در مقام هيئت انتخاب و تركيب هيئت گزينش نيز تقريباً قابل پيش‌بيني و يا همسو مي‌شود با ساير اجزاء و اركان جشنواره اين‌گونه است كه اگر درام‌نويسي با نگاه جشنواره‌‌اي توليد خود را آغاز كند، حتماً با چند مشغوليت كاذب و فريباي ذهني در فرآيند طراحي درام درگير مي‌شود: 1- او خود ارزياب جشنواره مي‌شود 2- به خروجي و ورودي جشنواره توجه مي‌كند. يعني در پي شناسايي ساير نمايشنامه‌هاي حاضر در جشنواره برمي‌آيد» 3- قدرت تصميم‌گيري و سواد تك‌تك اعضاء هيئت گزينش را در كار خود دخالت مي‌دهد 4- به شرايط و اولويت‌هاي ذكر شده در متن فراخوان جشنواره در فرآيند طراحي درام توجه مي‌كند: لذا عمل طراحي و توليد درام او، نوعي كشف و تأييد اولويت و ترجيحات اعضاء گزينش خواهد بود. لذا از همين آغاز، كاركردهاي ذهني و استعدادهاي هنري و آفرينندگي‌اش كمتر فرمان‌بردار مي‌شوند. چرا كه در مرحله آفرينش و طراحي درام، گزينش‌گران، موضوع فراخوان جشنواره و حتي طراحان و حاميان توليد اثر، تبديل به شريك يا همكار دائمي درام‌نويس شده‌اند نه خادم انديشه، تحقيق و خلاقيت هنري. پس هنرمند چه در مقام ناظر بر خود و اثر توليدي‌‌اش و چه در مقام ناظر و كاشف حيات جامعه، در برابر هر پديده يا عنواني كه قرار گيرد نبايد آن را با كمك سنت و باور اجتماعي برآمده از سليقه و مصلحت، سنجش و تاييد كند و حتي ملاك شناختش از روي انباشت‌هاي ذهني و خيالي‌اش نباشد. بلكه بايد با ذهني كنجكاو، هوشيار، پرسشگر و نقدكننده، بر او و اثرش ناظر است و حاكم و حامي، تأمل و بازانديشي داشته باشد. چرا كه هنرمند وجدان تاريخ است و اثرش كالبد روح زمانه خواهد بود، پس نبايد به‌گونه‌اي در فرآيند توليد هنري قرار گيرد كه تبديل به درام و ايده مضحكه يا تراژدي فراموشي آيندگان شود.

 



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 

استان خراسان رضوی | نقشه سايت
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی