فیلم‌‌های برگرفته از قصص مذهبی:
تعلیق اعتبار و ارتداد
پاول فلشر و رابرت توری / ترجمه حمزه ابراهیم‌زاده - هنگامی که یک فیلم‌ساز، با موفقیت، فیلمی معتبر و قابل قبول می‌سازد، مخاطب با احتمال بیشتری فیلم را به مثابه یک کل می‌پذیرد، و به پیام فیلم به دیده‌ی پیام مقدس و آسمانی می‌نگرد، یا حداقل به عنوان یک تفسیر قابل قبول با آن روبرو می‌شود.
تعداد مشاهده : 1113 مقالات سينمايي  سه شنبه، 9 تير 1388  10:32:56

 

هرکسی که می‌خواهد فیلمی در مورد مسیح یا هر موضوع دیگری مربوط به کتب مقدس بسازد، با مسائل به‌خصوصی مواجه می‌شود؛ مثلا کتاب خدا هیچ‌گاه فیلم‌نامه‌ی کاملی در اختیار ما قرار نمی‌دهد. درواقع، کتاب آسمانی به عنوان مبنای داستان، تقریبا در حالت کلی، برای شکل دادن به یک داستان سینمایی و جذاب کمبود‌‌هایی دارد. در صحنه‌‌های سخنرانی و صحبت، به اندازه‌ی کافی دیالوگ وجود ندارد. در صحنه‌‌های اکشن، به کنش‌‌ها بیشتر اشاره شده است تا اینکه شرح داده شده باشند. کمبود اطلاعات در مورد لباس، طراحی صحنه، آب و هوا، غذا، عرف اجتماعی و مذهبی، عواطف، شخصیت‌‌ها و بسیاری جنبه‌‌های دیگر که در ساختار فیلم دخیل هستند، در کتاب خدا به سادگی قابل درک است. چند نمونه انگشت‌شمار که این اطلاعات در آن ذکر شده است(برای نمونه، هنگامی که یوحنا به این شکل شرح داده شده است که ردایی از «موی شتر» می‌پوشید و خرنوب و عسل می‌خورد، یا هنگامی‌که مسیح(ع) یک طوفان قوی را که ممکن است قایقش را سرنگون کند، آرام می‌کند) فقط کمبود اینگونه اطلاعات را در جاهای دیگر پررنگ می‌سازند.

یعنی اینکه برای هر فیلمی که می‌خواهد داستان‌‌های مربوط به کتب آسمانی را به نمایش درآورد، باید اطلاعات زیادی را، از جانب خود به آن‌‌ها اضافه کرد، از المان‌‌‌‌های کم‌رنگ‌تر از قبیل صحنه‌پردازی(آیا این صحنه در یک خیابان پر‌تردد رخ می‌دهد، یا در یک میدان خالی شهر، یا کنار ساحل؟) و آب و هوا (اینکه آیا در بعدازظهر شرجی تابستان داستان می‌گذرد، یا در یک صبح بهاری، یا در یک روز سرد زمستانی؟) گرفته تا سوال‌‌های واضح‌تری مربوط به آن دیالوگ‌‌‌‌هایی که باید افزوده شوند تا یک مکالمه‌ی رئال شکل بگیرد، یا در مورد سیمای پیامبران(و دیگران)، و در مورد اینکه واقعا چه کسی در صحنه شرکت دارد. فیلم‌‌ها، این گونه اطلاعات را هم به‌وسیله قرار گرفتن[نویسنده] در صحنه‌‌هایی که در کتب آسمانی ذکر شده‌اند و هم به‌وسیله اضافه کردن صحنه‌‌هایی که در متن مقدس ذکر نشده‌اند، به فیلم‌نامه می‌افزایند. در اینگونه اضافات ذاتا هیچ مشکلی نیست. این امر برای ساخت یک فیلم جذاب و سرگرم‌کننده لازم است. فیلم‌‌هایی که حتی در یکی از این موارد کم دارد، به عاقبت فیلم باشکوه ولی غیرجذاب پازولینی، «انجیل متی»، (برای نمونه) دچار می‌شود که خودش را صرفا در دیالوگ‌‌هایی که در انجیل یافته بود، محدود کرده بود. در نتیجه این فیلم تا حد زیادی جذابیت خود را برای تماشاگر از دست داد و تصویری که از مسیح عرضه داشت، زنده نماند.

افزودن اطلاعات و جزییات دراماتیزه و نیز برخی از صحنه‌‌ها به قصص کتب آسمانی خالی از ریسک هم نیست. این اضافات الزاما شامل تفسیر و تاویل‌‌های کارگردان، نویسنده، یا بازیگران هم می‌شود. آن‌‌ها ممکن است دچار تفسیر‌‌های نادرست، گناه‌آمیز و حتی بدعت‌آلود قرار گیرند.

برای اجتناب از این مسئله، تهیه‌کنندگان اینگونه فیلم‌‌ها اغلب اقداماتی را برای اعتباربخشی به کارشان به‌واسطه اضافه کردن اطلاعات قابل استناد و باورپذیر برای تماشاگران، به عمل می‌آورند. موفق‌ترین اقدامی که درعمل، فیلم را موجه جلوه می‌دهد، معادل ساختن آن با متن کتب آسمانی است. هنگامی که یک فیلم‌ساز، با موفقیت، فیلمی معتبر و قابل قبول می‌سازد، مخاطب با احتمال بیشتری فیلم را به مثابه یک کل می‌پذیرد، و به پیام فیلم به دیده‌ی پیام مقدس و آسمانی می‌نگرد، یا حداقل به عنوان یک تفسیر قابل قبول با آن روبرو می‌شود. هنگامی که فیلمی در نمایش موجه یک قصه‌ی دینی با شکست مواجه می‌شود، احتمالا مخاطب نوع تفسیر آن را مورد تردید قرار می‌دهد. معمولا این مسئله منجر به رد فیلم می‌شود، و حتی احتمالا زدن برچسب الحاد بر روی آن.

 

فیلم به مثابه تارگوم

با این اوصاف، فیلم‌‌ها برای دادن تصویری شخصی از موضوع چه کار باید بکنند؟ رایج‌ترین شیوه اعتبارسازی که تاکنون کم‌تر از آن استفاده شده، مدت‌‌ها پیش از اینکه تکنولوژی فیلم‌سازی قابل تصور باشد، به‌کار برده شده است. در جلیل و یهودیه[١] طی قرن‌‌های نخست بعد از میلاد، یهودیان به زبان آرامی سخن می‌گفتند در حالی که زبان عبری تا حد استفاده در مناجات‌‌ها محدود شده بود. در نتیجه تعداد کمی از مردم عبری را خوب بلد بودند و وقتی که عهد عتیق در پرستشگاه‌‌ها قرائت می‌شد، فقط تعداد انگشت‌شماری آن را می‌فهمیدند. برای رفع این مشکل، این کتاب به زبان آرامی ترجمه شد. تعداد کاراکترهای این ترجمه(یا تارگم) دو برابر بود. از طرفی آن‌‌ها ترجمه را با رویکردی به شدت ادبی از کار درآوردند، که تمامی جنبه‌‌های نسخه اصلی را بیان می‌کرد. از طرف دیگر، این ترجمه مطالب اضافه‌ای را در کتاب درج کرد. این اضافات می‌توانستند به کوتاهی یک واژه یا یک عبارت باشند، یا به بلندی چند پاراگراف. این مطالب اضافی به داستان افزوده می‌شدند، تا مخاطب بتواند معنای متن را درک کند، خصوصا جایی که برگردان ساده عبارت، مشکل می‌نمود یا کنش به لحاظ الهی گیج‌کننده بود.

مثلا در متن عبری می‌خوانیم " قابیل به برادرش ‌‌هابیل- در حالی که آنان ایستاده در یک دشت بودند- گفت..." که متن سخنان قابیل را نیاورده است. در حالی که تارگم بحث مفصلی بین آن دو بالغ بر چندصد واژه در مورد وجود خدا و عدل الهی وارد کرده است. به همین نحو، اضافات زیادی وارد داستان آدم و حوا می‌شود. این دگردیسی با افزودن فقط دو واژه آرامی شروع شد: در نسخه‌ی عبری آورده شده بود که آدم در بهشت قرارگرفت " تا در آن کار کند و از آن نگهداری کند" که به این عبارت ترجمه شده است: "تا در راه تورات زحمت بکشد و از فرامین آن را حفاظت کند". در هر دو مورد، تفسیر اعمال شده، در جریان متن ترجمه شده پنهان شده است. این ماهیت تارگم است.

فیلم‌‌هایی که قصص دینی را روایت می‌کنند، رویکرد ترجمه‌ای(تارگم) دارند. هنگامی که آن‌‌ها یک داستان توراتی، انجیلی و یا قرآنی استخراج می‌کنند، این عمل را به روش ادبی انجام می‌دهند، درواقع در صحنه‌ای متعلق به یک قصه‌ی دینی، یک سری از دیالوگ‌‌‌‌ها و کنش‌‌ها بازآفرینی می‌شوند. وقتی که آن‌‌ها یک مطلب غیروابسته به کتب الهی وارد فیلم می‌کنند، آن را به شیوه‌ای غیرمحسوس انجام می‌دهند، بدون اینکه توجه مخاطب را به تمایز بین آنچه که برطبق متن مقدس است و آنچه که نیست، معطوف کنند. بازنمایی عناصر نقلی [از کتاب خدا] سایه اعتبار را بر فراز عناصر افزوده شده می‌گستراند. این هم‌پوشی اعتباربخشی با ذهن مخاطبانی که [در پسزمینه‌ی ذهن خود] با قصص دینی آشنایی دارند سازگار است، البته آن‌‌هایی که متن دقیق را نمی‌دانند. زیرا آن‌‌هایی که متن را از حفظ در ذهن خود دارند یا آن عده از افرادی که اخیرا آن را مطالعه کرده‌اند کمتر مستعد پذیرش اینگونه اعتباربخشی‌‌ها هستند.

 

استفاده از تاریخ

صرفا به‌خاطر اینکه یک فیلم جزئیاتی را به صحنه می‌افزاید و یا حتی صحنه‌‌ها [یا سکانس‌‌هایی] به اصل قصه اضافه می‌کند به این معنی نیست که این اضافات در خصوص ادعای اعتبار فیلم یک امر تحمیلی را موجب می‌شود. این الحاقات می‌توانند به اعتبار فیلم از طریق دیگری نیز کمک کنند.

شیوه‌ای که از طریق آن مطالب افزوده شده می‌توانند به اعتباربخشی فیلم یاری رسانند، کنکاش و بهره‌گیری از تاریخ است. اگر جزئیات و تفاسیر تا حدودی برگرفته از تاریخ باشد، آنگاه فیلم‌‌هایی از این دست می‌توانند در ذهن مخاطبی که طرز فکری تاریخی دارد به درجه‌ی اعتبار نائل آیند. این موضوع را می‌توان در اوائل فیلم «ده فرمان» سسیل ب. دمیل به‌خوبی مشاهده کرد. نه تنها اظهاریه صریحی [به‌صورت میان‌نوشته]، مبنی بر اینکه فیلم بر پایه‌ی کتب آسمانی (تورات و انجیل)، تفسیر تورات، و نیز کار تاریخی فیلو و ژوزیفیوس[٢]ساخته شده،آورده شده است، بلکه فیلم با سخنان خود دمیل خطاب به تماشاگران آغاز می‌شود که بر استفاده‌اش از تاریخ باستان تاکید می‌کند. او خاطر نشان می‌سازد که آن‌‌ها مطالبشان را بیشتر از منابع تاریخی استخراج کرده‌اند. این متون به فیلم جزئیاتی از رویدادها و کنش‌‌های تاریخی و مردمانی که در آن‌‌ها شرکت داشته‌اند، اضافه کرده است. «ده فرمان» موجب استفاده از جلوه‌‌های ویژه در صحنه عبور قوم بنی‌اسراییل از نیل به عنوان روشی برای اعتباربخشی به فیلم شد. فیلم‌‌های برگرفته از قصص مذهبی اغلب این حرکت آوانگارد را دنبال کردند.

«یهودیان مونترئال» شیوه دیگری از استفاده از تاریخ عرضه می‌دارد: این بار در خصوص نشانه‌‌های اجتماع تاریخی، به جای استفاده از حوادث تاریخی. در این فیلم، کارگردان دنیل کولمب، شیوه به صلیب کشیدن سربازان رومی و نیز نوع نانی که در فلسطین سده‌ی اول خورده می‌شده را از متون تاریخی بیرون کشیده است. همچنین فیلم‌نامه‌ای که کولمب می‌نویسد از آرای مورخانی که به روشن شدن ابعاد دیگری از زندگی یهودیان در مناسبات انسانی کمک می‌کنند، بهره می‌گیرد. ممکن است به این مطالب در کتاب خدا اشاره‌ای هرچند کوچک، نشده باشد، اما باعث باورپذیرتر شدن متن برای تماشاگر عصر مدرن می‌شود.

شکل دیگر استفاده از تاریخ که می‌توان از آن استفاده نمود، عبارت است از الحاقات غیر نقلی با هدف به تصویر کشیدن زندگی اجتماعی مردمان زمان پیامبران یا فعالیت‌‌های مذهبی آنان با رویکردی واقع‌گرایانه، براساس تحقیقات جامعه‌شناسانه و انسان‌شناسانه و مطابقت‌‌های فرهنگی. این رویکرد در فیلم جنجال‌برانگیز «آخرین وسوسه مسیح» به‌کار برده شده است. آن صحنه‌ای از فیلم که جمعیت حول یوحنا را به نمایش می‌گذارد و نیز صحنه ملاقات مسیح با مریم مجدلیه، به جای اینکه احتیاط‌‌های محافظه‌کارانه‌ای که پیش از این در بازسازی‌‌های‌‌ هالیوودی به‌کار می‌رفته است را اعمال کند، بیشتر شیوه زندگی مردمان سده اول میلادی را به تصویر می‌کشد. این رویکرد در واقع یک شوک واقعی بر اندام تماشاگران اولیه‌ی این فیلم وارد کرد.

 

سنت و سمبولیسم

علاوه بر تاریخ، روش دیگری که همانند تارگوم می‌تواند به اعتبار یک فیلم برگرفته از قصص مذهبی، در نظر تماشاگران کمک کند، استفاده از تکنولوژی‌‌های سنتی و سمبولیسم است. فیلم‌‌ها می‌توانند طی روش‌‌های دقیقی به این مهم دست یابند. برای مثال، «پادشاه پادشاهان»، از سمبولیسم کاتولیک اغلب به‌واسطه پوشاندن لباس‌‌های آبی و سفید بر قامت مریم مقدس پیروی می‌کند. این استفاده هوشمندانه از الهیات و سمبولیسم با هدف کمک به اعتبار فیلم در نظر کاتولیک‌‌ها بوده است. همچنین استفاده از تاکیدهای دینی سنتی می‌تواند در روش‌‌هایی کاملا واضح اتفاق افتد، مثلا به سبک فیلمی که با مسئله روز رستاخیز سروکار دارد. برعکس آن هم صادق است. طرد مسائل دینی سنتی را می‌توان به‌واسطه امتناع از استفاده از منابع مذهبی سنتی به‌کار بست، به‌عنوان مثال، نواقص[آگاهانه و عمدی] فیلم «سوپراستار مسیح» در به تصویر کشیدن رستاخیز بزرگ. 

البته کتاب مقدس اغلب مطالب معتبری را برای افزودن به داستان فراهم می‌آورد. مثلا سکانس‌‌های آغازین «ده فرمان» به فصل‌‌های آفرینش ارجاع می‌دهد تا نمایانگر قدرت خدا در خلق داستان مهاجرت موسی و بنی اسراییل از مصر باشد.

 

فرهنگ معاصر

شاید حیرت‌برانگیزترین - ولی غیرقابل پیش‌بینی‌ترین - شیوه‌ای که در آن اضافات ترجمه‌ای به فیلم می‌توانند اعتبار فیلم را هدفمند کنند، استفاده از فرهنگ معاصر باشد. «سوپراستار مسیح» به کرات از موسیقی راک اند رول برای رساندن پیامش استفاده می‌کند. با اینکه این رویکرد تاثیر ژرفی بر مخاطب جوان دهه ١٩٦٠ و ٧٠ داشته است، اما جوانان امروزه را مشمئز می‌کند. به همین نحو، «مصائب مسیح» مل گیبسون، از خشونت افراطی بهره می‌برد، که برای به تصویر کشیدن رنج‌‌های مسیح پیامبر به شیوه‌ای رئالیستی، از این نقطه‌ی اتکای فیلم‌سازی امریکای مدرن، کمال استفاده را می‌برد. جادوی جلوه‌‌های ویژه هم وارد این بازی شده است. یکی از تاثیرگذارترین صحنه‌‌های «آخرین وسوسه مسیح»، مسیح را نشان می‌دهد که توسط شیطان اغوا شده است. در این صحنه استفاده‌ی آشکاری از گرافیک کامپیوتری، برای نشان دادن پرستشگاه و تصویر زمین از کهکشان، می‌کند تا عظمت پیشنهاد ابلیس به مسیح را برساند.

هنگامی که در باب هدف فیلم‌‌های مبتنی بر قصص مذهبی می‌اندیشیم، استفاده از فرهنگ معاصر نباید ما را متعجب کند. از آن رو که این فیلم‌‌ها قصد دارند سیمای اولیاء‌الله را به شیوه‌ای باورپذیر و واقع‌گرایانه به تصویر بکشند، استفاده از این روش یک راه ممکن برای دستیابی به این هدف است. هدف غایی تقریبا تمامی ‌اینگونه فیلم‌‌ها، این است که سوال "معنای زندگی و سیر و سلوک انبیا و اولیای خدا چه بوده است؟" را مورد مداقه قرار دهند. مخصوصا اینکه " امروزه چه معنایی برای ما دارند؟"، "چگونه زندگی آنان به زندگی مدرن پیوند می‌یابد؟" . این سوال‌‌ها اغلب نیروی محرک این فیلم‌‌هاست، و فرصتی است برای انتقال یک پیام در مورد مردان خدا که دلیل اصلی ساخت این فیلم‌‌ها را تشکیل می‌دهد.

 

پیوستگی معنا

در چه جاهایی پیام فیلم مشخص‌تر ظاهر می‌شود؟ به طور قطع، در صحنه‌‌ها و جزییات افزوده شده این امر محقق می‌شود. اما به شکلی مهم‌تر، پیام در محل تلاقی مطالب افزوده شده و مطالبی که از کتب مقدس نقل شده‌اند، بهتر تجلی می‌یابد. زیرا آنچه در این لحظات به وقوع می‌پیوندد این است که صحنه‌‌های افزوده شده معنایشان را در لابلای مطالب نقلی جای می‌دهند. همان‌طور که صحنه‌‌هایی که دقیقا طبق نص کتب مقدس هستند، اعتبار صحنه‌‌های افزوده شده را افزایش می‌دهند، صحنه‌‌های افزوده شده زمینه را برای درک معنای متن مقدس فراهم می‌کنند.

مثلا در «پادشاه پادشاهان»، یهودا هم مرید مسیح و هم مرید باراباس، رهبر گروه غیرنظامی ضد رومی است. او مسیح را به عنوان رهبری می‌بیند که می‌تواند شورشی که توسط باراباس هدایت می‌شود را به تمام فلسطین گسترش دهد. از طریق چندین صحنه، یهودا سعی می‌کند که مسیح را قانع به دخالت در جریان شورش کند. تلاش‌‌های او به شکست می‌انجامد، و مسیح دستگیر، محاکمه و مصلوب می‌شود، و بعد از میان مردگان بر می‌خیزد. تمامی این صحنه‌‌های افزوده شده، که منجر به مصلوب شدن مسیح می‌شوند، بر افعال یهودا به عنوان فردی صلح‌طلب، برخلاف بارباس خشونت‌طلب، متمرکز می‌شود و این عقیده را مطرح می‌کند که رستگاری بشر نه از طریق نیروهای نظامی بلکه از طریق راهکارهای صلح‌‌جویانه حاصل می‌شود.

در پایان، فیلم‌‌هایی که از روی قصص مقدس ساخته می‌شوند، فیلم‌‌هایی هستند در مورد انبیا و اولیای خدا، نه در مورد واقعیت آن‌‌ها. در حالی که بازنمایی این قصص، و نیز متوسل شدن به داستان، سنت و علوم الهی به صحنه‌‌‌‌های افزوده شده اعتبار می‌بخشد، مطالب افزوده شده به متن کتب، معنای خود را تحمیل می‌کنند نه برعکس. و نیز، هم صحنه‌‌های نقلی و هم صحنه‌‌های غیرنقلی تفسیر فیلم‌ساز را در مورد این متون به دنیای مدرن منتقل می‌کنند.

 


  * اساتیددانشگاه وایومینگ.

  [١] شهرهایی در جنوب فلسطین- م.

  [٢]ژوزفیوس فلاویوس، تاریخ‌دان یهودی، نویسنده‌ی کتاب«تاریخ جنگ یهود»- م.    

 

 



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 

استان خراسان رضوی | نقشه سايت
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی