تاریخ انتشار  :  12:25 عصر ۱۳۹۱/۲/۶
تعداد بازدید  :  1170
Print
   
نیایش در نمایش

هنر نمایش زاده مذهب است
هنر نمایش زاده مذهب است. در گذشته‌ های دور نمایش و نیایش در حیات انسان پیوندی ناگسستنی با یکدیگر داشته‌اند چنانچه در میان سرخپوستان رسم بر این بوده‌ است که قبل از شکار جانوران وحشی، و جنگ با سربازان امریکایی با کشیدن نقوشی بر چهره، بر گرد آتش می‌چرخیدند و با خواندن ادعیه برای پیروزی خویش به نمایشی نیایشی می‌پرداختند. در دو قبیله دیگر سرخپوستان در آمریکا، یکی، قبیله «اوجیب وی» و دیگری «اورینوکو» رسم بر این است که قبیله اول، هنگام گرفتن خورشید تیرهای مشتعلی به آسمان پرتاب می‌کنند تا خورشید را روشن کنند. و قبیله دوم، وقت گرفتن ماه آتش می‌افروزند و آن را در زمین چال می‌کنند تا آتش در جهان نابود نشود و به هنگام گرفتن خورشید، در حالی که در یک دایره می‌ایستند، آستین ها را بالا می‌زنند و با پشت خمیده، دور می‌زنند و با این کار خورشید را در ستیز با دشمن یاری می‌دهند.
و نیز در میان بومیان افریقا نیایش هایی به شکل نمایش وجود داشته و دارد. چنانکه اگر زمانی خطری چون جنگ، بیماری و خشم طبعیت مورد تهدیدشان قرار می‌داد به همراه و سرپرستی جادوگر و یا رئیس قبیله، اقدام به نواختن طبل می‌کردند و با رقصیدن و ایجاد حرکاتی نمادین و بیرون آوردن اصوات از گلو تلاش می‌کردند تا ارواح خبیثه را برانند.
در گینه نو، وقتی شکارچیان از خانه دور باشند و شامگاه از نرسیدن به خانه بیم داشته باشند ترکه ‌ای از درختی، تر می‌کنند و یکی از میانشان آن را گره می ‌زند و در حالی که گره را تنگ تر می‌کنند از میان آن به خورشید نگاه می‌کند و خطاب به خورشید می‌گوید: اگر دیر به خانه رفته و راه مرا روشن کنی چون به خانه رسیدم روغن خوک نثارت می‌کنم، و شاخه گره ‌خورده را که در دست دارد به کسی که پشت سر اوست می‌ دهد و دومی آن را به گوشه‌ای پرتاب می‌کند.
برای انسان های پیشین نه تنها موقع تولد و ازدواج بلکه هنگام مرگ هم موقعیتی برای نمایشی نیایشی وجود داشته چنانکه، در مراسم خاکسپاری، افراد به گرد جنازه می‌ رقصیدند و سفر روح را به آسمان، با آداب مذهبی نمایش می ‌داده‌اند:
هیروگلیف‌ها (خط تصویری) و نقوش بدست آمده بر دیوارهای بسیاری از اهرام مصر، دادگاهی را نمایش می ‌دهد که روح، قبل از آنکه به مکان شایسته خود برود، در آن دادگاه حضور می ‌یابد – بیش از پنجاه متن به دست آمده که به (الواح اهرام) موسومند، تاریخی بین 2800 تا 2400 پیش از میلاد را دارند. بسیاری از نکات این متن ها احتمالا جزء سنت های آن زمان بوده و ممکن است قدمتی هزار ساله داشته باشند – بعضی از محققان معتقدند که این صحنه ‌ها، صحنه ‌های نمایشی هستند که توسط روحانیون بازسازی و اجرا می‌گردیده ‌اند، تا سعادت فرعون مرده را تضمین کنند و تداوم زندگی، قدرت و اقتدار او را نشان دهند – گرچه ممکن است که این نمایش ها در آغاز بیشتر به شکل لال بازی و پانتومیم بوده باشد.
در یونان باستان نیز نمایش در نیایش نقشی بسزا داشته است. چنانکه نقل است، دیونیزوس، که خدای شور و شوق و زندگی و رشد و نمو نباتات است هر بار توسط زئوس، خدای خدایان زنده شده و پس از طی دوره ‌ای از بین می ‌رود. یونانیان همه ساله در آتیکا که شهر مهم آن آتن بوده است سالی چهار جشنواره برپا می‌کردند که همه در ستایش دیونیزوس بوده است.
در بابل نیز چنانکه از ادبیات دوره خط میخی، نمایش مذهبی «بعل»، خدای بابل ‌ها به ما رسیده این نمایش ظاهرا به وسیله ی بزرگان قوم اجرا می ‌شده و روحانیون نقش های مختلف را به‌‌ عهده می‌گرفته ‌اند و نقش بعل را اغلب شخص شاه بازی می‌کرده است و برای نشان دادن غول های افسانه ‌ای از وجود حیوانات وحشی درنده سود می ‌جسته‌اند.
هند باستان نیز از این قاعده مستثنی نبوده، بدانسان که مراسم به تخت نشستن پادشاه و تاجگذاری وی، سرود آفرینش جهان خوانده می‌ شده و با ظهور و جلوس شاه جدید، آفرینش کیهان به طرزی نمادین (سمبولیک) اجرا می‌گردیده است. برگزاری آیین (RAJUSUYA‌) در چند مرحله گوناگون انجام می‌گرفته که به ترتیب عبارت بوده است از: رجعت شاه آینده به حالت جنینی، نشو و نمای جنینی (دوران حمل) او به مدت یک سال، و تجدید تولد یا نشات ثانوی معنوی وی به عنوان جهان فرما و جهان مدار (COSOCRTOR‌) که در عین حال (PRAJA ATI‌‌) با خدای کل و کیهان، یکی و برابر دانسته شده است.
مرحله جنینی شاه آتی با روند به کمال رسیدن عالم مطابقت داشته و به احتمال قوی در اصل با رسیدن محصول، مربوط بوده است. در مرحله‌ دوم، آیین تشکیل جسم جدید (الهی) شاه برگزار می ‌شده است.
بررسی نمایش در نیایش در دین اسلام نیز کاری است که باید انجام گردد. از این میان مراسم حج بیش از همه دارای صبغه نمایشی است به گفته ‌ای از دکتر علی شریعتی در این باب بسنده می‌کنیم: «حج نمایشی رمزی است از آفرینش انسان، و نیز از مکتب اسلام که در آن کارگردان خداست و زبان نمایشی، حرکت و شخصیت‌ های اصلی، آدم، ابراهیم، هاجر و ابلیس و صحنه ‌ها منطقه ی حرم و مسجدالحرام، مسعی، عرفات و مشعر و منا، و سمبل ‌ها، کعبه و صفا و مروه و روز و شب و غروب و طلوع و بت و قربانی، جامعه، و آرایش، احرام و حلق و تقصیر و نمایشگران، فقط یک تن، تو، هر که هستی، چه زن، چه مرد، چه پیر، چه جوان، چه سیاه، چه سفید، همین که در این نمایش شرکت جستی نقش اول را داری»

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال


استان خراسان رضوی | نقشه سايت
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی